قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4381

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء ثلاث عشر و سبعمائه [ - 713 ] هجرى [ موافق سال هفتصد و سوم از رحلت خير البشر « 1 » ] در ششم جمادى الأول اين سال اولجايتو سلطان در قلعهء سلطانيه طوى بزرگ فرمود [ 404 الف ] و ايلچيان ايسن بوقا شرف ملازمت دريافته و عزيمت . . . « 2 » بسيار سرافراز شدند . و اسباب منازعت ميان حاكم ماوراء النهر و پادشاه ايران در اين سال دست داد . و تفصيل اين سخن آنكه علفخوار داود خواجه ولد قتلغ خواجه پسر دوآ خان در گرمسير غزنى بود ، نزديك به آب سند ، و تيمور كورگان ، داماد دوآ خان و بقاياى نكودريان در آن نواحى مقام داشتند ، و از دوآ و خواجه در زحمت بودند . به حضرت اولجايتو سلطان پيغام فرستادند كه اگر لشكر خراسان ما را معاونت كند ما دوآ و خواجه را از اين حدود بيرون كنيم تا بيست هزار سوار به كوچ دادن بندگى حضرت قيام مىنماييم . تا قول ايشان به اجابت رسيده باشد ، لشكرهاى خراسان به كمك ايشان تعيين يافتند و به اتفاق بر سر دوآ خان و خواجه تاخته او را منهزم كردند . در وقت عبور داوود خواجه از آب جيحون ، سه هزار سوار او در آب غرق شد . داوود خواجه شكسته سلاح و گسسته كمر نزد عمّ خود ، ايسن بوقا - كه حاكم ماوراء النهر بود - رفته ، مدد طلبيد . او برادر خود كپك را با لشكرى عظيم فرستاد . ايشان از آب آمويه گذشته ، داوود خواجه به يورت خود ( مملى گردانيدند ) « 3 » و به مرغاب روان شدند و طمع در حكومت خراسان كردند . امير يساول ولدجاى و هرمشاه

--> ( 1 ) . آن سرور عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . جاى دو كلمه در هر سه نسخه بياض است . و « م » لفظ « بسيار » را نيز ندارد . ( 3 ) . از اضافات « ق » است .